خاطرات مهاجرت به اروپا

دوست دارم داستان زندگی خودم را برای شما بازگو نمایم شاید بتوانم کمکی به خوانندگان این متن کرده باشم

 دوست دارم همگی در زندگی به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید و نمیشود و نمیتوانم ها را کنار بگذارید من هم مثل شما در گذشته برای هر چیزی حتی کار و زندگی و وضعیت اقتصادی همه را جز خودم مقصر میدانستم تا جایی که با فردی آشنا شدم .

 

و باعث تغیرات بزرگی در زندگی من شد و اینک میخواهم داستان زندگی ام را با شما در میان بگذارم تا شاید با خواندن آن شما هم زندگی بهتری داشته باشید من علی هستم و در خانواده ای معمولی با پدری کارمند به دنیا آمدم و زندگی ما معمولی بود و با حقوق کارمندی پدر زندگی را میگذراندیم.

 

همین روال ادامه داشت تا من وارد دانشگاه شدم و در دانشگاه با خانمی آشنا شدم و این آشنایی تا جایی پیش رفت که من و آن خانم یعنی مریم جان تصمیم گرفتیم با توجه به معیار و خصوصیات هم با هم ازدواج کنیم. پس از پایان دانشگاه با خانواده به خواستگای مریم رفتیم و من آن زمان یک فارغ التحصیل دانشگاه بودم و کار خاصی نداشتم و با سختی های بسیار توانستم پدر و مادر مریم را متقاعد کنم که اجازه این ازدواج را بدهند .

 

 و ما با هم بلاخره با سختی های فراوان ازدواج کردیم و پدرم یکی از اتاق های خانه ما را برای زندگی در اختیار ما قرار داد و خیلی دنبال کار گشتم و پس از پیدا نکردن کار یک ماشین دست دوم با قرض خریداری کردم و شروع به کار رانندگی کردم و برای یک فارغ التحصیل مهندسی برق قدرت باید در کشور کار نباشد

 

 و با هزار امید و آرزو تحصیل نموده بودم و من برای گذران زندگی اکثر وقت خود را در حال کار کردن بودم تا بتوانم قرض خود را پس بدهم و خرج زندگی خود را در آورم . زندگی ما به همین روال ادامه داشت تا پسرم آرش بدنیا آمد و به زندگی ما رنگ و بویی تازه داد و حالا به غیر از خرج خانه هزینه های این کوچولوی دوست داشتنی هم از قبیل پوشک و شیر خشک و ..... اضافه شده بود .

 

 زندگی ما به سختی می گذشت و زندگی ما با عشق آغاز شده بودو هر دو از کنار هم بودن احساس آرامش می کردیم و راضی بودیم .من و مریم هر دو فارغ التحصیل مهندسی برق بودیم ولی هر کجا برای استخدام مراجعه می کردیم کار نبود و شاید هم برای افراد خاصی بود .

 

یک روز یکی از دوستان قدیمی همسرم مریم به او زنگ زد دوستی که به گفته مریم سال های پیش و پس از ازدواج با همسرش از ایران رفته بود و اکنون برای دیدن خانواده به ایران آمده بود و علاقه داشت مریم را ببیند و ما او و همسرش را برای شام دعوت کردیم و خانواده خوبی بودند و یک دختر ناز داشتند و با هم گفتگو کردیم و آن آقا و همسرش ساکن اسپانیا بودند و زندگی خوبی داشتند و در یک شرکت تجاری کار می کردند و درآمد خوبی داشتند .

 

 

به گفته خودشان آنها از صفر شروع کرده بودند و حالا حالا دارای خانه ای زیبا و زندگی عالی در اروپا هستند و به ما توصیه کردند برای زندگی بهتر به خارج کشور مهاجرت نماییم و تا قبل از آن شب من و مریم هرگز فکر مهاجرت را نمی کردیم ولی با این همه سختی در ایران این فکر بدی نبود .

آن شب گذشت و یک ماه بعد مخارج زندگی بیشتر شد و تورم و وضع بد اقتصادی و آینده پسرمان دست به دست هم دادند تا تصمیم به مهاجرت گرفتیم و چند ماهی کار کردم و پس اندازهایی که داشتم و فروختن طلاهای همسرم و کمک خانواده هایمان تصمیم خود را ما گرفته بودیم .

 

دوست مریم به او یک وکیل مهاجرتی و مشاور معرفی کرده بود که خیلی در زمینه مهاجرت به آنها کمک کرده بود و موفقیت های اکنون خود را مدیون او بودند . من و مریم هم جهت گرفتن مشاوره با او تماس گرفتیم و یک وقت ملاقات برای ما تعیین کرد و خیلی فرد خوب و با تجربه ای بود و با حوصله و آرامش به تمامی سوالات ما پاسخ داد و قول داد به ما کمک نماید تا بتوانیم براحتی مهاجرت نماییم .

و ما طبق شرایط خود و مشاوره با ایشان با شرایط کاری در اروپا و روش گرفتن اقامت و هزینه های زندگی و گرفتن ویزای شنگن و خرج های روزمره زندگی از ایشان مشاوره گرفتیم .

 

ایشان به ما کمک کرد تا بتوانیم براحتی ویزای اروپا را بگیریم و کارهای سفارت ما به خوبی انجام شد و براحتی توانستیم ویزای اقامت شنگن بگیریم .

 

بعد از انجام مراحل و کارهای مهاجرت و کمک این عزیز توانستیم به اروپا رفته و بدلیل بودن دوست مریم در اسپانیا این کشور را برای مهاجرت و زندگی انتخاب نمایم .

 

ما باید برای زندگی و آینده ای بهتر برای خود و فرزندمان اقدامی انجام میدادیم و آن مهاجرت بود باید بگویم اسپانیا در شبه جزیره ایبری واقع در جنوب غربی اروپا قرار دارد و پایتخت آن مادرید است .

  

اسپانیا شامل قسمت اعظم شبه جزیره ایبری – جزایر بالیاس و جزایر قناری می باشد .

اسپانیا از غرب با پرتغال و از شمال با فرانسه هم مرز است و اسپانیا کشوری توسعه یافته است و نهمین قدرت اقتصادی دنیا و پنجمین کشور قدرتمند اقتصادی اروپاست .

 

اسپانیا مانند ایران ما تاریخی کهن و قدیمی دارد و جمعیتی بالغ بر 45 میلیون نفر دارد و پول این کشور یورو میباشد .

اسپانیا کشوری گردشگری است و مکان های دیدنی و تاریخی زیادی دارد و دارای مذاهب اسلام – مسیحیت و یهود می باشد .

من و مریم هرگز فکر نمی کردیم بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم ولی با کمک دوست مریم و مشاوره گرفتن از افراد متخصص مهاجرت توانستیم گذشته سخت را پشت سر بگذاریم و اینک پس از سال ها من و مریم زندگی خوبی داریم و پسرمان به مدرسه می رود و ما خانه خود را داریم با کار خوب و زندگی عالی و اینک برخی هزینه های اسپانیا را برای شما مثال میزنم .

هزینه اجاره یک خانه در اسپانیا 400 یورو در ماه می باشد و من عادت دارم روزانه به باشگاه بروم و هزینه ماهیانه باشگاه بدنسازی 38 یورو است و هزینه های برق و گاز و آب ماهیانه 122 یورو برای خانه ما که 85 متر می باشد است .

 

شما می توانید با خرید ملک و سرمایه گذاری و دیگر روش ها به اسپانیا مهاجرت نمایید و اقامت این کشور زیبا و قدرتمند اقتصادی را دریافت نمایید .

  

و جهت اطلاعات بیشتر از شرایط مهاجرت و هزینه زندگی و شرایط کاری و اقامت و ویزای کاری و حتی اقامت از طریق کار یا تخصص و خرید ملک با ایمیل (orupa.mohajerat@gmail.com ) وکیل و مشاور مهاجرتی که به ما کمک زیادی کردند در ارتباط باشید .

 

در اسپانیا مراکز و سایت های کاریابی بی شماری وجود دارد و افراد با تجربه و متخصص در اولویت می باشند و بیشترین کمبود مشاغل در اسپانیا در بخش آموزش ( کمبود دبیر و استاد دانشگاه ) مکانیک و مهندس ( تولید – صنعت و ... ) پزشک – توسعه دهنده وب و اشپز جهت رستوران و .... وجود دارد .

 

در پایان باید بگویم من و مریم هم اکنون زندگی خوب و عالی داریم و باورش را نمی کردیم از آن همه سختی و رنج در کشور خودمان رهایی پیدا کرده ایم . و اینک بسیار خوشحالیم که می توانیم زندگی بهتری برای فرزند عزیزمان مهیا نماییم و باید شما از نمی شود و فکرهای منفی دست بکشید و به آینده بهتر فکر کنید .

 

من و مریم این زندگی خوب و عالی را مدیون دوست مریم هستیم که جرقه مهاجرت را در ذهن ما ایجاد کرد و از آن وکیل مهاجرتی که به ما مشاوره داد و کمک های شایانی کرد تا در کوتاهترین زمان ما به زندگی عالی برسیم تشکر می کنیم.


اگه کسی خواست به من اطلاع بده تا ای میل و سایت و شماره این وکیل رو براش بفرستم .

/ 0 نظر / 90 بازدید